بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
پرهام و دنیای تازه
پرهام و دنیای تازه
یادداشت های ما
تاريخ : جمعه 29 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

چند تا عکس جالب:

١- پرهام سوار بر اسب مراد! با پرهام به همراه دانش آموزهای سال سوم رفته بودیم پارک حجاب. پرهام اونقدر با بچه ها -مخصوصا آلای عزیز- بازی کرده بود که توی اتوبوس موقع برگشتن نشسته خوابش برد!

پرهام سوار بر اسب

٢- شرکت در دور دوم انتخابات مجلس نیز به همراه پرهام!

پرهام و انتخابات

3-چند تا عکس از سفر ارمیا به مشهد. رفته بودیم جام جم نزدیک خونه مون-توی هاشمیه- پیتزا بخوریم. به نوع نگاه ارمیا و پرهام به هم دقت کنید! لطفا!

پرهام و ارمیا

4- همان مکان!

پرهام و ارمیا

5- فروشگاه پروما. ارمیا 2-3 باری برای تماشای ویترین مغازه ها نشست پرهام هم سریع ایشون رو همراهی کرد!

پرهام و ارمیا




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

چند روز پیش پرهام عکس جناب کی روش-سرمربی تیم ملی فوتبال- رو توی روزنامه دید و با شوق و ذوق فراوان به من گفت: مامان شیکل دایی محدود!چشمک(یعنی ایشون شبیه دایی محمود اند!)از خود راضی

با بابای پرهام به عکس نگاه کردیم دیدیم بچه مون درست می گه.

پرهام و کی روش!من فکر می کنم درک شباهت چهره ها توانایی جالبیه و جای کار کردن با بچه رو داریم!




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

1 بستنی خوردن من مشکلی داره؟ مژه

پرهام و بستنی چوبی!

2- کلا این خوردن بستنی سخته!نگران

پرهام و بستنی قیفی!

3- خجالتتشویق این تشویق بابت خلاقیت در بستنی خوردن!

پرهام و بستنی خورون در کافی شاپ!




موضوع :
تاريخ : جمعه 15 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

هفته ی قبل ما خوشحالتر از قبل بودیم چون ارمیا و خواهرم و بابای ارمیا مهمون ما بودند. بمیرم بچه ام اونقدر از رفتن مهمونها دلتنگه که هی منو توی موقعیت هایی که اونها بودند قرار می ده. مثلا دیروز که می خواستم بهش سوپ بدم گفت که بریم توی آشپزخونه روی زمین بشینیم و من چادر رنگی سرم کنم! تا بشم شیکل!! خاله و اون بشه شیکل ارمیا و سوپش رو بخوره!قلب

چند تا عکس از بچه ها. با تشکر از عمو محمد یا به قول پرهام عمو ممدددد!

چند تا عکس زیر مربوط به شبی می شه که با هم رفتیم کلوپ پاندا. یه جای جالب و باحال برای بچه ها.

کلوپ1

ارمیا1

پرهام

ارمیا

پرهام

این عکس ها روز جمعه گرفته شدند. یه سری رفتیم پارک کوهستانی خورشید. ته هاشمیه.

ارمیا و پرهام

ارمیا

ارمیا وپرهام

ارمیا توی اتاق پرهام سوار بر کامیون!

ارمیا

جنگل جادویی پروما

ارمیا

پرهام و ارمیا

پی نوشت:

بابای پرهام معلم نمونه شده. از خود راضی




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

1- پرهام و من با سال اولی ها رفته بودیم اردو. توی این عکس ایشون در حال کنکاش در طبیعت اند!بغل

پرهام در اردو1

2- در همان موقعیت قبلی! در حال دید زدن! مژه

پرهام در اردو2

3- با هم رفته بودیم پارک نزدیک خونه. بچه ام داشت با حسرت به اسکیت بازی بچه ها نگاه می کرد و هی می گفت منم از اون کفش ها که می چرخه می خوام!قلب

پرهام در پارک1

4- در همان موقعیت قبلی! در حال نی زدن با لوله! می گفت: مامان! دوددوددودور!ابرو

پرهام در پارک3

5- همون پارک یه روز دیگه!

 پرهام در پارک4

6- همون جا همون روز قبلی! در حال خاک بازی!قلب

پرهام در پارک




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

اگه یه روزی خواستید پرهام رو اغفال کنید و اونو سرگرمش کنید تا بی خیال همه چیز بشهاز خود راضیبهش بگید بیا بریم به گل ها و درخت ها آب بدیم!نیشخندمن دیگه حرفی نمی زنم و چند تا عکس از پسر عاشق آبیاری گیاهان رو اینجا می گذارم!

1-با بچه ها 5 شنبه رفته بودیم هتل سحاب اردوی دانش آموزی.بچه ام دید شیلنگ آب بازه و درختها تشنه اند سریع دست به کار شد!

پرهام در هتل سحاب

2- پارک نزدیک خونه.

پرهام در پارک1

3- همون پارک یه روز دیگه. به همراه آقای باغبان مهربون. جالبه که دست باغبان رو پس می زد و فقط خودش برای دقایقی به چمن آب داد. البته ول کن نبود!از خود راضی

پرهام در پارک2




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

1- پرهام  در حال بررسی شمع کیک تولدش

تولد پرهام

2-پرهام توی خونه ای که مامان و بابای ارمیا کلوچه برای تولدش هدیده اورده بودند!

خانه

3- پرهام توی لباسهای دایی کوچیکه!

لباس دایی

4- بعد از خوردن ماکارونی مورد علاقه اش!

parham

 

 

5- پرهام سرباز وطن!

سرباز

6- نیمه شب. بعد از میهمانی. خونه ی پدری من. پرهام در حال باز کردن شیرکاکائو.

شیرکاکائو

٧- باز هم جشن تولد پسر ماه!

جشن تولد پرهام

همه ی این عکس ها رو دایی کوچیک تر پرهام ازش گرفته. دستش درد نکنه! همون دایی خلاقی که الان سربازه! چشمک




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

چند تا عکس از پرهام در موقعیت های مختلف.

1- درحال نماز خوندن توی اتاق ریحانه -دختر عمو-

پرهام نماز می خواند

2- در حال بازی با وسایل خیاطی مامان ریحانه!

پرهام

3-در پارک چیتگر

پرهام

4- باز هم پارک چیتگر!

پرهام در پارک چیتگر




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1391 | نویسنده : مامان پرهام

 

کیک تولد 1

به نام خدا

پرهام ما هم 2 ساله شد و به گروهی پیوست که خوردن بعضی چیزها دیگه براش ممنوع نیست!چشمکچون دقت کردید بیشتر هله هوله ها و ادویه ها و ...برای زیر دو سال ممنوعند! به هرحال 29 اسفند ماه سال قبل! پرهام پا توی 3 سالگی گذاشت. جشن تولدش رو مثل سال قبل با تدابیر امنیتی! روز 2 فروردین ماه توی منزل پدری من-تهران- گرفتیم. همه بودند فقط جای ساجده ی عزیزم خالی بود. ایشاللا سال بعد پیش ماست. به امید خدا. همه ی مامانها دعا کنند ساجده پیش مادرش برگرده.

عکس های جشن رو ریحانه خانوم-دخترعموی پرهام- و فیلم ها رو محمدآقا- پدر ارمیا- گرفتند. با تشکر از هر دو.

چند تا عکس کوچولوی مجاز رو می گذارم!

1- کیک تولد: ما سال قبل وقتی مشهد بودیم کیک رو سفارش دادیم. امسال من به دلایلی اهمال کاری کرده و به دلیل رودربایستی با پدرم که سال قبل زحمت کیک رو کشیده بودند کیک رو سفارش ندادم! آقا حالا شب عیدی کی برای ما کیک سفارشی می زد؟ شانس اووردیم که کامپیوتر آقای قنادی پیش پسردایی من برای تعمیر به امانت بود! همون کامپیوتر و همزمانی اتفاقی حضور هرسه ی ما-من و بابای پرهام و حسن اقا پسردایی ام- باعث شد که با هزار ترفند اقای قنادباشی راضی بشه تک و تنها روز تعطیل بیاد و برای ما یه کیک ساده بزنه! همون عکسی که بالای صفحه می بینید!

2- من یکی از شمع ها رو گذاشتم توی کیک. پرهام هم خواست بعدی بگذاره شمع رو گرفت و هی ذره ذره فشار داد توی کیک شمع بیچاره تا کمر توی کیک بود! بعد هم اونو چرخوند و حسابی سوراخی درست کرد!

کیک تولد2

3- من و بچه ها! از راست: من- ارمیا-علی-پرهام-محمدرضا-سارا

 

بچه ها

 

 




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 10 اسفند 1390 | نویسنده : مامان پرهام

به نام خدا

١- بچه ام موبایلش رو زده شارژ بشه!از خود راضی

موبایل پرهام

 

٢- پرهام شبیه آدمهای شرکت کننده در جشن هالوین شده؟!!مژه

پرهام و لباس1

بله ایشون مانتوی مامانش رو پوشیده!

پرهام و لباس2

پرهام و لباس مامان3

 

 




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 174 نفر
بازديدهاي ديروز : 199 نفر
بازدید هفته قبل : 538 نفر
كل بازديدها : 68059 نفر